تبلیغات
تدرویه - جدائی دین از سیاست در آمریکا
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389

جدائی دین از سیاست در آمریکا

   نوشته شده توسط: todroo poya    

در ایالات متحده آمریکا جدائی دین از سیاست عملا درج قانون اساسی بوده است، ولی زعماء و رهبران سیاسی آن کشور برای رسیدن به اهداف سیاسی خویش همیشه به دین پناه جسته و از دین و رهبران دینی کمک خواسته اند.

زعماء آمریکا در زمان مقابله با کمونیزم از سلاح دین وازاحزاب ، سازمانهای وگروههای اسلامی برای تحقق اهداف خویش وشکست کمونیزم در جهان استفاه کردند .
اکثریت مطلق رهبران آمریکا در تبلیغات خویش بخصوص در دروان مبارزات انتخاباتی به دین پناه برده اند ونقل قول های را از تورات در بیانات خویش گنجانیده اند . زعماء ایالات متحده آمریکا قبل از تجاوز علیه افغانستان وعراق از فضای اعتقادی مردم آمریکا استفاده بعمل اورده وجورج بوش عملا به کلیسا میرفت و برای پیروزی خویش در جنگ مقدس علیه مسلمانان کمک میخواست .

جمیمی کارتر که از لحاظ سیاسی انسان « لیبرال » بود عضویت کلیسای محافظ کار برتیست جنوبی را داشت . او در زمان تبلیغات ریاست جمهوری خویش بر شعاری مانند « حس کمک وتر حم نسبت به همنوع خویش » تاکید بعمل میآورد و در پیش گرفتن همچون شعار هایى موجب پیروزی اش در انتخابات نیز گردید .

محللین سیاسی مینویسند که : یکی از عواملى که کارتر در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به شکست مواجه شد ، عدم حمایت محافظه کاران نصرانى طرفدار اسرئیل از اوبود. چون یهودان ( که نقش اساسی وعمده در تعین سیاست امر یکا دارند ) معتقد بودند که اگر کارتر در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی برسد در قضیه صلح اعراب واسرئیل ، رهبران اسرائیلی را تحت فشار قرار خواهد داد.

رونالد ریگان نیز در انتخابات ریاست جمهوری خویش به ارزش های اخلاقی دینی اهمیت بسزایی قائل بود . بعد از بقدرت رسیدن به ریاست جمهوری، رهبران وشخصیت های راست گرای نصرانى را در مناسب وپست های مهم سیاسی جابجا کرد . بر مدارس دینی نصرانى وبخصوص بر دارائی های رهبران دینی نصرانى وضع مالیات را تقلیل بخشید ، اجازه خواندن نماز وسایر عبادات ومراسم دینی نصرانى را در مدارس نصرانى رسماً اجازه داد وفیصله علمای نصرانى را در مورد سقط جنین قبول کرد .

رونالد ریگان اتحاد شوروی کمونست را « امپراتوری شیطانی » نام كذاشت و برای اولین بار « جنگ ستارگان» را بمیان اورد.

رونالد ریگان از اصطلاح « آرماگدون » استفاده بعمل آورد او به بکار بستن چنین اصطلاح مذهبی ، حمایت همه جانبه آمریکا از اسرئیل را به عنوان مهمترین وظیفه ملت ودولت آمریکا ترسیم کرد.

نوسینده شهیر آمریکا « جیمز ملیز » در مقاله خویش 1985 در مجله « سن دیاگو » مینویسد : ریگان در تصمیم گیری های سیاسی خویش ، از ایمان واعتقادش به پیشگویی های کتاب مقدس تأ ثیر می پذیرفت وهمیشه التزام وپایبند بودن خویش را نسبت به انجام وظایف ودستورات الهی ، به عنوان عمل به خواست خداوند یا عمل به آنچه باعث تحقق پیشگویی های خداوند وظهور مسیح می شود ، یاد می کرد.

بنظرجیمز میلر سیاست های داخلی ، ومالی ریگان ، با پیشگویی های تورات ، چه از لحاظ افزایش بودجه کلی وعمومی، دفاع ومذهب عمومی ملی، یا از لحاظ مخالفت با دخالت دولت دراقتصاد وبرنامه های اجتماعی مبارزه با فقر وبیکاری مطابقت دارد . (کتاب مسیح یهودی وفرجام جهان ، نوشته : رضا هلال ونشریه هلال 1383 ، ص 149 )

نفوذ لابی یهودی – صهیونستی بر سیاستمدران آمریکا وبخصوص برتدوین گنندگان سیاست در آمریکا برای همه واضح واشکار است . بر بنیاد همین نفوذ است که محور اصلی سیاست آمریکا دردفاع بی چون وچرااز دولت اسرائیل مبدل گردیده است. تبلیغات بنیاد گرایان نصرانى به نفع دولت اسرائیل به حدی است که تقریبآ 25 در صد مردم آمریکا عملا به این فرقه پیوسته اند واکثریت مردم آمریکا بدین امر معتقد اند که به برکت حمایت دولت آمریکا از اسرئیل خداوند به آنها روزی ونعمت میدهد .

تاثیر تبلیغات مذهبیون که از جانب دولت کمک وپشتیبانی میگردند ، چنان قوت یافته است که همین الان سر بازان آمریکایی نشانه تفنگ خویش را به سوی قرآن تجربه مینمایند و سربازان اسپانیایی در عراق خود را نمایندگان مسیح می دانند واز شیوه های جنگ صلیبی استفاه بعمل می آورند که نمونه های انسان دوستی شان در زندان ابو غریب برای جهانیان واضح واشکار است.

جورج بوش ( بوش دوم ) بعد از حوادث 11 سپتمبر 2001 برای اولین بار مانند پاپ اوربان دوم ، بیانیه دینی ایراد کرد واز جنگ صلیبی دوم سخن بعمل آورد .

بوش نه تنها ضرورتی برای ادامه سکو لاریزم وبی دینی را در ایالات متحده آمریکا نمی بیند ، بلکه شخصاً خودش به یك پاپ مبدل گردیده وعملا اعضای کلیدی کابیه خویش را از شخصیت های مشهور کلیساى نصرانى تعیین میکند .

همین الان در دانشكاه « رجینت » که از جمله مشهور ترین دانشكاههاى نصرانى بشمار میرود ، محصلین بر اساس روشهای مذهب یهودی – نصرانى تعلیم وتربیه می یابند . (برای معلومات مزید به نشریه پرسمان شماره 21 1383 صفحات 10- 11 مراجعه فرماید. )

بوش پدر همیشه چه در مبارزات انتخاب خویش به پست ریاست جمهوری وچه در سیاست های داخلی وخارجی خویش از عامل مذهب استفاده میگرد . ولی زمانیکه جرج دبلیو بوش ، بر اریکه قدرت نشست مذهب نقش بسیار اساسی وعمده را در عرصه سیاست سیاسی ، داخلی وخارجی آمریکا احتوا نمود .

جرج بوش زاییده تفکر هایی است که از سال ها پیش به وسیله مبلغان – بایبل در اذهان مردم آمریکا در حال ترزیق است.

کاتبین قصر سفید در زمان جورج بوش پدر مینویسند که در کتاب خاطرات پدر بوش در مورد ولادت بوش آمده است : زمانیکه در خانه بوش ( پدر ) طفلی بدنیا آمد ، نام اورا ( جرج واکر بوش walkerGoarge Boucsh ) گذاشتند ، چراکه او اعتقاد داشت که فرزند او به مدت هفت سال بر زمین حکومت خواهد کرد ، وآنرا به عدد « 666 » مسمی کرد .
طوریکه در بایبل یو حنا آمده است شخص که در آخر الزمان بر زمین حکومت خواهد کرد نام او( عدد 666 )را در بر خواهد داشت .ویک حکومت جهانی را رهبری خواهد کرد . جورج بوش پدر هم به افزودن نام میانی « واگر » به اسم جرج بوش ، فرزندی خویش تلاش کرد که طفلش همان ( عدد 666 آخر الزمان ) را داشته باشد . ( مسیح یهود ی ، جرج بوش ودیکتاور آرماگون ، 1383 )

«لودوبز ومولی ایونیز » دو ژورنالیست که در موردجورج بوش رئیس جمهور فعلی آمریکا تحقیق بعمل می آورد مینویسد :

« ایمان او عمیقاً شخصی وغریب است . با صراحت می توان گفت که بوش اطمیان دارد که برای مأ موریتی الهی برگزیده شده است » .(بایبل گرای مدرن ، اریک لوران روزنامه نگار وکارشناس سیاست خارجی آمریکا )

یکی از خبر نگاران مینویسد : زمانیکه از بوش در باره فیلسوف مورد علاقه اش سؤالی بعمل آمد گفت : فیلسوف مورد علاقه من « مسیح است ، زیرا او قلب مرا تسخیر کرده است » . جواب او در واقع انعکا س ر وحیه فرد گرایی افراطی اش بود که از تمایلات مذهبی بنیاد گرانه او بر خاسته بود . این همان چیزی است که در دین نصرانى از آن به عنوان « ادراک شخصی » یاد می نمایند. ( زبان مذهبی بوش نوشته : علی عبد محمدی ، روزنامه شرق 26 / 9 / 1392 )

بوش در اولین پیام خویش به عنوان رئیس جمهور آمریکا خطاب به مردم آمریکا گفت : « فرشته ای بر فراز گرد باد قرار دارد وطوفان را هدایت می کند » . او با الفاظی تقریباً مشابه به پیشگویی های تورات صحبت خویش را آغاز میکند .

جورج بوش در عرصه تعلیمی اطفال بخصوص اطفالى که در مکاتب دولتی مشغول به تدریس هستند ومشکلات تحصیلی دارند اعلام کمک ومساعدت مینماید ومیگوید که به مؤسسات مذهب جذب خواهند شد .

بوش بخاطر خوش نگاه داشتن رهبران مذهبی در سال 2000 اعلام میکند که قصد دارد ، بودجه مربوط به مؤ سسات تنظیم خانواده را که با سقط جنین موافق هستند در داخل وخارج امر یکا قطع کند . بعد از این ایراد بیانیه هزاران نفر نصرانى افراطی وبخصوص ان عده از نصرانیهایى كه به بوش رأی داده بودند ، در واشنگتن دست به راهپیمائی زدند ، وخواستار لغو قانون شدن سقط جنین که از سال 1973 توسط دادگاه عالی کشور تصویب شده بو د،گشتند .

آلن لیشمن یکی از مشهور ترین تاریخدانان کشور آمریکا مینویسد : اختلاط سیاست ومذهب ، توسط یک رئیس جمهور در دوهفته اول اشتغال در تاریخ آمریکا بی سابقه بوده است . » ( بایبل گرای مدرن ، اریک لوران ، ژور نالیست وکارشناس سیاست خارجی )
اختلاط مذهب با سیاست در ایالات متحده آمریکا بعد از حوادث 11 سپتامبر به اوج خود رسید و شدت یافت .

بوش اصطلاح مذهبی « شیطان » را بعد از رئیس جمهور ریكان ، برای اولین بار در بیانات خویش مورد استفاده قرار داد .

بوش در سال 2001 در بیانیه خویش گفت :

« شیطان در بین ما است The evil is among us از نظر بوش اسامه بن لادن وگروه القاعده شیطان بودند .»

بوش قبل از اشغال عراق وافغانستان اعلام داشت : « این کشور آمریکا ودوستان ما همگی در برزخی میان جهان پر از صلح وصفا وجهنمی پر از آشوب واختناق به سر می برند ودائماً صدای زنگ خطر را می شنود . یک بار دیگر ، این وظیفه (از جانب خدا ) بر دوش ما نهاده شده که از آرامش وآسایش مردمان مان وامیدواری های نوع بشر دفاع کنیم وما این مسؤ لیت را با جان ودل می پذیریم … وبا اطمینان به پیش می رویم . زیرا این مسؤ لیت تاریخی به دوش کشوری نهاده شده است که شایستگی آن را دارد . »
بوش در سپتامبر 2002 اعلان داشت : « ونور ( آمریکا ) به تاریکی وظلمت ( دشمنان آمریکا ) تا بیده است وظلمت هر گز بر نور فائق نخواهد آمد » .

بوش خطاب به سر بازان خویش گفت : هر جا که بروید ، حامل پیام امیدواری وصلح هستید … پیامى که ازلی است وهنوز هم به قوت خود باقی است . قول عیسی مسیح ، اسیران وبردگان را آزاد کنید ! آنها که در قید وبند تاریکی وظلمت گرفتار آمده اند ، رهایی بخشید » . ( ازکتاب زبان مذهبی بوش نوشته : علی عبد محمدی )

جورج بوش برای اولین بار بعد از 30 سال پاپ بندیکت شانزدهم را که در روز های سالگرد 81 سالکی اش قرار داشت ، به امر یکا دعوت نمود.

بوش نه تنها خودش بلکه همسرش را غرض استقبال رسمی ودینی به میدان “هاوای اندروز” در نزدیکی شهر واشنگتن با خود برد.واین اولین استقبال یک رئیس جمهور آمریکا است که از یک رئیس دولت در میدان “هاوای” بعمل می آورد .

پوش به نمایندگی از مردم آمریکا وبخصوص به نمایندگی از پیروان کلیسای کاتولیک که تعداد شان به 70 میلیون نفر در آمریکا میرسد. به شعار « رحمت خدا بر شما باد » از پاپ استقبال بعمل آورد.

بوش درمراسم استقبال از پاپ بندیکت گفت : برای اینکه پاپ مانع آن شد که « انسان طعمه آموخته های تروریسم وتعصب شود » پیام پاپ ، مبنی بر اینکه « خدا عشق است » ضروری است .

بوش هنكام استقبال از مهمان خویش گفت : از اینکه پاپ « روز خاص خویش » را با مردم این کشور گذرانده ، احساس غرور می کند .

جورج بوش رئیس جمهور امر یکا در استقبال از پاپ بندیکت گفت :

کشورش « کشوری کاملا مدرن است اما تحت هدایت حقایق واعتقادات ازلی وابدی قرار دارد.» بوش در ادامه سخنان خویش ، افزود : « در جهانی که برخی از نام خدا برای تو جیه ومشروعیت دادن به ایجاد رعب ونفرت وقتل سو ء استفاده می کنند ، ما به پیام شما که خدا عشق است ، ضرورت داریم ».

بوش نصرانى متدین که روز یکشنبه در قطار اول کلیسا می نشیند ومصروف عبادت میگردد، حالا خواستار جدائی دین از سیاست صرفاً درکشور های اسلامی گردیده وسر بازانش نمایشات را در زندان ابو غریب عراق براه انداخته وقرآن را نشانه تفنگ خویش قرار میدهند .

بنظر من تنها عاملی که موجب خشم بوش در برابر اسلام گردیده است اینست که چرا دین اسلام تاهنوز از تحریف ودستبرد مصو ن مانده است ؟ وچرا مسلمانان تا هنوز به اساسات متین کتاب الله ( قرآن عظیم الشان ) وسنت پیامبر صلی الله علیه وسلم پابند هستند؟

عامل ترس غرب از اسلام ناشی از ریشه مذهبی اسلام نیست ، بلکه عامل ترس که غرب وجورج پوش خواستار جدائی دین اسلام از سیاست میگردند اینست : که ریشه های سیاسی اسلام از قوت وصلابت بزرگی برخوردار میباشد . یکی از این ریشه ها مفهوم جهاد است که از اصول اسلامی بشمار رفته وموجب وحشت غرب در طرح ریزی سیاست خارجی خود با جهان اسلام شده است .

غربیها با طرح شعار آزادی، دموکراسی ومبارزه علیه تروریزم وبنیاد گرایی تبلیغات وسیعی را در جهان اسلام براه انداخته اند . ولی سؤال مطرح میشود که عامل تشدید بنیاد گرائی در جهان اسلام جه وقت بوده است ؟ و کِی باعث اوج گرفتن بنیاد گرائی در جهان اسلام وبخصوص افغانستان گردیده است؟ جواب واضح است که خود ایالات متحده امر یکا .

دین اسلام که مردم افغانستان وجهان بدان معتقدند عبارت از دینى است که همه چیزش سیاست است ، حتی عبادت اسلام ( نماز ، روزه ، زکات ، حج وغیره … ) سیاست است .

دین مقدس اسلام چنان دین با عظمت است که برای همه عرصه های زندگی قانون وبرنامه هایى دارد . در قوانین واحکام اسلام امور سیاسی واجتماعی نسبت به امور عبادی بیشتر مورد تحلیل وارزیابی قرار گرفته است .

اسلام حکومت است که یک جنبه اش حکومت سیاسی وجنبه دیگرش حکومت معنوی است.
اسلام دین عبادتی – سیاسی است که در امور سیاسیش عبادت منظم است ودر امور عبادیش سیاست است.

پیامبر بزرگوار ما محمد صلی الله علیه وسلم پایه سیاست را در دیانت گذاشته وخود اولین كارى كه در مدینه كرده است تشکیل مركز (مسجد) و حکومت داده است.

اسلام دین آزادی واستقلال است ، دین مقدس اسلام تضمین کننده سعادت دنیا وآخرت است . مشکل عمده مامسلمانان دوری از اسلام وقوانین واقعی اسلامی است . درغیر این صورت دین اسلام مانند سایر آدیان برای نجات بشر وسازندگی آمده است ، هدف اسلام ساختن انسان است .

دین اسلام برای ملیت خاصی نیست ، دین اسلام تنها برای مسلمانان نیست ، دین اسلام دینى است که تنها وتنها برای افغانها ، اعراب ویا عجم آمده باشد، دین اسلام متعلق به همه عالم بشریت بوده ، رنگ ، پوست ، نژاد ، زبان ، را ارزش نمیدهد . در دین اسلام ملیت خاصی مطرح نیست . دین اسلام برای اتحاد واقعی تمام ملل جهان آمده است . دین مقدس اسلام خواستار امت بزرگی بنام آمت اسلام میباشد.

اسلام صرفاً دین دیروز نبود بلکه اسلام دین امروز بوده ودینى است که تا ابد در روی زمین باقی خواهد ماند . دین اسلام به ذات خود عیبی ندارد هر عیبی که است در مسلمانی و فهم ما از اسلام است .

در اسلام فقط یک قانون وجود دارد وآن قانون الهی است وبس ، دین اسلام دینى است که در مسیر تکامل انسان حر کت می کند وهمه تلاش وکوشش خویش را تنها وسیله دستیابی به خیر وبرکت وپیشرفت مادی ومعنوی معرفی میکند .

دین اسلام دینى است که با دگرگونی شرایط و او ضاع واحوال وتطور زمان وتغیر مکان قابل انطباق است و پاسخگوی نیاز های فطری ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی وبطور خلاصه پاسخ گوی نیاز های مادی ومعنوی بشری است .

دین اسلام دینى است که دلها را با رابطه برادری ، برابری ، الفت ، محبت با هم نزدیک می سازد ، وآنرا پیوند میدهد ، صداقت ، امانت ، اتحاد ، همکاری ، صمیمت را در جامعه به وجود می اورد ، بغض ، حسادت ، کینه ، بد گمانی ، را از درونها می زدائید . با ظالمان ، جنایتكاران ، منافقان ، ریاکاران ، به مبارزه بر خاسته واز نیکو کاران ، مخلصان وخدمت كاران به عنوان دوست خدا یاد میکند. ارزش های پوچ افتخار به بدر واجداد ، ثروت ، مقام ومنزلت ، رنگ ، نژاد وهمه افتخارات را از اعتبار دور انداخته، تنها فضیلت ، تقوا ، ایمان واخلاص را ملاک کرامت وشرافت قرار داده است.

در حدیث مبارک ازأَنَس رضی اللَّه عنه از بیامبر صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم امده كه فرمودند: « لاَ یُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى یُحِبَّ لأَخِیهِ مَا یُحِبُّ لِنَفْسِهِ » متفقٌ علیه.

از انس رضی الله عنه روایت است که:پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: یکی از شما مؤمن شمرده نمی شود تا اینكه دوست داشته باشد برای برادرش آنچه را برای خویش دوست می دارد.

همچنان در حدیث دیگری از ابن عمر رضی اللَّه عنهما امده كه رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم فرمودند: « المُسْلِمُ أَخُو المُسْلِم، لا یظْلِمُه، ولا یُسْلِمه، منْ كَانَ فِی حَاجَةِ أَخِیهِ كَانَ اللَّهُ فِی حاجتِه، ومَنْ فَرَّج عنْ مُسْلِمٍ كُرْبةً فَرَّجَ اللَّهُ عنْهُ بِهَا كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ یوْمَ الْقِیامَةِ ، ومَنْ ستر مُسْلِماً سَتَرهُ اللَّهُ یَوْم الْقِیَامَةِ » متفقٌ علیه.

از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که:

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مسلمان برادر مسلمان است بر او ظلم نمی کند، او را به دشمنش تسلیم نمی دهد، کسی که در صدد برآوردن نیازمندی و حاجت برادرش باشد، خداوند در برآوردن حاجتش یاری اش می نماید و کسی که مشکل مسلمانی را حل کند، خداوند در برابر آن مشکلی از مشکلات را در روز قیامت براى او می گشاید و کسی که عیب مسلمانی را بپوشاند، خداوند در روز قیامت عیب او را می پوشاند.

دین اسلام دین اعتدال ومیانه روی است ، افراط وتفریط را قبول ندارد ، همان گونه که اهمال وبی بندو باری را نمی پذیرد وهیچ کسی را به چیزی که خارج از توان وقدرت او باشد مکلف نمی نماید.

اصلاح زندگی دنیوی واخروی بشر هر دو مورد توجه دین بوده وهست ، هر چند این دو هدف در طول یکدیگر قرر دارند وبا یکدیگر تعارض وتزاحمی ندارند.

دنیا گرچه مقدمه آخرت است وراه است نه مقصد ، ولی بدون اصلاح راه وتحصیل مقدم نمی توان به مقصد رسید وذی المقدمه را بدست آورد.

بنابراین اصدار شعارهای جدائی دین از سیاست در کشور های اسلامی وبخصوص در کشور عزیز ما افغانستان صرفاً شعار بوده ، تطبیق وعملی ساختن آن غیر ممکن، غیر عملی، وغیر منطقی میباشد . با صراحت تام باید گفت : دین واقعی با سیاست صحیح پیوند نا گسستنی داشته ومکمل یکدیگر در بوجود آوردن جامعه عادلانه وانسانی می باشد.

تتبع ونگارش : امین الدین « سعیدی »
مدیر مسؤل مرکز فرهنگی دحق لاره – جرمنی
مصدر: سایت نوار اسلام
IslamTape.Com


What is leg length discrepancy?
سه شنبه 28 شهریور 1396 12:20 ق.ظ
Hi there! I simply wish to offer you a huge thumbs up for the great info you have right here on this post.
I will be returning to your website for more soon.
کدبانو جناحی
جمعه 17 اردیبهشت 1389 12:25 ب.ظ
سلام شما لینک شدید لطفا ما رو با نام کدبانو جناحی لینک کنید موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر